غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

398

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و نجم الدين بدرگاه سلطنت‌مآب آمده پيشكشهاى لايق گذرانيدند و ايماقات ولايات سركار بلخ به تمام غاشيهء متابعت بر دوش گرفته باردوى عالى ملحق گرديدند و چون فصل شتا بنهايت رسيد و قوت ناميهء سپاه سبزه و رياحين بفضاء صحرا و بساتين كشيد نسايم سحرى جهة گشادن قلعهء غنچه طبرى جنبش نمود و سلطان گل بر فراز تخت زمردين منزل گزيده باعتدال هوا حكم فرمود محمد زمان ميرزا و امير اردو شاه تصميم عزيمت تسخير بلخ كرده دره‌جز را مركز رايت فتح آيت ساختند و بعضى از كلانتران آنولايت از محمد بهارلو روگردان شده و باردوى عالى آمده دعاگو و ثناخوان بامر ملازمت پرداختند در اين اثنا خواجه جلال الدين ميركى كه وزير سركار بلخ بود و ضبط برج شاه حسين تعلق بوى ميداشت از محمد بهارلو متوهم شده قاصدى نزد مخدوم‌زاده فرستاد و پيغام داد كه اگر در فلان شب موكب عالى بكنار خندق شهر آيد بنده برج شاه حسين را بخدام عالىمقام ميسپارم تا شهر مسخر گردد و بنابرآن محمد زمان ميرزا و امير اردو شاه در ليله موعود كه شب چهارشنبه ششم ربيع الاولى سنهء اثنى و عشرين و تسعمائه بود به ظاهر بلخ رفتند و حال آنكه امير محمد بهارلو در نماز ديگر روز گذشته از آن مواضعه خبر يافته بود و قصر خواجه ميركى و اتباع نموده و خواجه ميركى باتفاق اولاد و ملازمان خود را از برج مذكور انداخته متوجه اردو گشت القصه آنجماعت در بيرون بلخ بموكب عالى پيوسته صورت حال بازگفتند و محمد زمان ميرزا آغاز محاصره و محاربه كرده چون محصول بدرو رسيد ارباب و كلانتران گمان بردند كه لشگريان غلات ايشان را خواهند چرانيد در خلاف امير محمد بهارلو با خواجه ناصر الدين حيدر على قرچق كه او نيز منصب وزارت داشت اتفاق نمودند و در روز دوشنبه سيوم ربيع الاخر كه محمد زمان ميرزا و امير اردو شاه بعمارت مملكت آغا كه نزديك بدروازه عكاشه است شتافته سپاه را بجنك پيش فرستاده بودند دروازهء مذكوره را باز كردند و مخدوم‌زاده همعنان اردو شاه ببلخ درآمده امير محمد بهارلو در ارك متحصن گشت و در روز چهارشنبه پنجم ماه مذكور بعهد و پيمان بيرون خراميد و پيشكش گذرانيده ملازم گرديد و مقارن اين فتح امير جان محمد قلنجاق كه حاكم شبرغان بود با ارباب و كلانتران آن ولايت بآستان اقبال‌آشيان مخدوم زاده شتافته مقاليد بلدهء مذكوره را بخدام عالىمقام سپردند و پيشكشهاى لايق كشيده در سلك ساير بندگان درگاه عالى منتظم گرديدند محمد زمان ميرزا و امير اردو شاه مدت دو ماه و نيم در بلخ توقف نموده مساعى جميله مبذول داشتند تا تمامى محصولات و غلات رعايا به شهر درآمد آنگاه امير اردو شاه زمام حكومت قبة الاسلام بلخرا در كف كفايت برادر خود قوام بيك نهاد و ولايت شيرغان را دربسته بپسر عم خويش امين بيك عنايت كرده داروغگى سان و چهار يك را نيز به او داد و اينمعنى بر ضمير منير مخدوم‌زاده بغايت گران آمد زيرا كه مدعاى آن حضرت چنان بود كه بلخ تعلق بديوان عالى گيرد و شبرغان بيكى از امراء خاصه سمت اختصاص پذيرد القصه چون خاطر امير اردو شاه از